FALL
#سقوط
part: 1
______________________________
هوا توی سئول سنگین بود، انگار یه بغض توی گلوی شهر گیر کرده بود. لی نایون، کارآگاه جوون و تیزهوش اداره پلیس منطقه گانگنام، داشت به مانیتور خیره میشد. پرونده جدید قاتل سریالی، معروف به “J”. این چهارمین قربانی بود. یه کارگر ساختمونی که توی یه کوچه تنگ و تاریک حوالی منطقه دونگدهمون پیدا شده بود. صحنه جرم مثل همیشه تمیز و بینقص بود، انگار یه جراح ماهر کارشو کرده بود. یه عضو از بدن قربانی بریده شده بود و کنارش، با خون قربانی حرف “J” حک شده بود.
نایون: باز هم همون داستان تکراری… این J انگار داره با ما بازی میکنه.
پارک جیهون، همکارش، با یه لبخند پرانرژی وارد اتاق شد. مثل همیشه، پر از جنب و جوش و شوخطبعی. انگار نه انگار که با صحنههای دلخراش سر و کار دارن.
جیهون:هی نایون! هنوز داری با جِی کلنجار میری؟
نایون با یه پوزخند خسته گفت: “جدی بگیر جیهون. این چهارمین نفره. هیچ سرنخی. انگار داره توی هوا ناپدید میشه.”
رئیس پارک، رئیس اداره پلیس، با قدمهای استوار وارد شد. مردی جدی و کمحرف که همه ازش حساب میبردند.
رئیس پارک: گزارش چی شد؟ پیشرفتی داشتیم؟ مردم دارن نگران میشن. این جِی داره آبروی ما رو میبره.
نایون: قربانی چهارم، رئیس. هیچ سرنخی از قاتل به جا نمونده.
کیم مین-سو، کارآگاه دقیقی که به جزئینگری معروف بود، با یه فولدر اومد.
کیم مین-سو: رئیس، من روی سابقه قربانیها کار کردم. نکتهی مشترکی پیدا کردم. هر چهار نفر، قبلاً توی یه شرکت ساختمانی کار میکردن که ورشکست شده بود. شرکتی به اسم هاناُه
نایون با تعجب گفت:واقعاً؟ ولی هیچ ارتباط واضحی بینشون نبود.
جیهون با هیجان گفت: “آها! پس این J داره انتقام میگیره! شاید از کسایی که باعث ورشکستگی اون شرکت شدن.”
رئیس پارک: خیلی مهمه مینسو. برو تمام سابقه اون شرکت رو در بیار. مدیرعاملش کی بوده؟ چرا ورشکست شده؟ نایون، تو هم با جیهون روی این قضیه کار کن.
نایون سر تکان داد، ولی یه حسی توی دلش بود. چیزی درست نبود.
part: 1
______________________________
هوا توی سئول سنگین بود، انگار یه بغض توی گلوی شهر گیر کرده بود. لی نایون، کارآگاه جوون و تیزهوش اداره پلیس منطقه گانگنام، داشت به مانیتور خیره میشد. پرونده جدید قاتل سریالی، معروف به “J”. این چهارمین قربانی بود. یه کارگر ساختمونی که توی یه کوچه تنگ و تاریک حوالی منطقه دونگدهمون پیدا شده بود. صحنه جرم مثل همیشه تمیز و بینقص بود، انگار یه جراح ماهر کارشو کرده بود. یه عضو از بدن قربانی بریده شده بود و کنارش، با خون قربانی حرف “J” حک شده بود.
نایون: باز هم همون داستان تکراری… این J انگار داره با ما بازی میکنه.
پارک جیهون، همکارش، با یه لبخند پرانرژی وارد اتاق شد. مثل همیشه، پر از جنب و جوش و شوخطبعی. انگار نه انگار که با صحنههای دلخراش سر و کار دارن.
جیهون:هی نایون! هنوز داری با جِی کلنجار میری؟
نایون با یه پوزخند خسته گفت: “جدی بگیر جیهون. این چهارمین نفره. هیچ سرنخی. انگار داره توی هوا ناپدید میشه.”
رئیس پارک، رئیس اداره پلیس، با قدمهای استوار وارد شد. مردی جدی و کمحرف که همه ازش حساب میبردند.
رئیس پارک: گزارش چی شد؟ پیشرفتی داشتیم؟ مردم دارن نگران میشن. این جِی داره آبروی ما رو میبره.
نایون: قربانی چهارم، رئیس. هیچ سرنخی از قاتل به جا نمونده.
کیم مین-سو، کارآگاه دقیقی که به جزئینگری معروف بود، با یه فولدر اومد.
کیم مین-سو: رئیس، من روی سابقه قربانیها کار کردم. نکتهی مشترکی پیدا کردم. هر چهار نفر، قبلاً توی یه شرکت ساختمانی کار میکردن که ورشکست شده بود. شرکتی به اسم هاناُه
نایون با تعجب گفت:واقعاً؟ ولی هیچ ارتباط واضحی بینشون نبود.
جیهون با هیجان گفت: “آها! پس این J داره انتقام میگیره! شاید از کسایی که باعث ورشکستگی اون شرکت شدن.”
رئیس پارک: خیلی مهمه مینسو. برو تمام سابقه اون شرکت رو در بیار. مدیرعاملش کی بوده؟ چرا ورشکست شده؟ نایون، تو هم با جیهون روی این قضیه کار کن.
نایون سر تکان داد، ولی یه حسی توی دلش بود. چیزی درست نبود.
- ۱۲۴
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط